تعداد بازدید 664
نویسنده پیام
admin آفلاین
ارسال‌ها : 357
عضویت: 12 /5 /1392
محل زندگی: لنگرود/ langroud
سن: 43 ساله
شناسه یاهو:
تشکرها : 4
تشکر شده : 36
معرفی استان زیبای اردبیل
معرفی استان زیبای اردبیل
موقعیت جغرافیایی
ستان اردبیل درشمال غربی فلات ایران بین مختصات جغرافیایی 37.45 تا 39.42 عرض شمالی و 48.55 تا 47.3 طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. از شمال با جمهوری آذربایجان همسایه بوده ونزدیك به 5/282 كیلومتر مرز مشترك آبی وخاكی با این كشور دارد. از قسمت شرقی با استان گیلان از جنوب با استان زنجان و از غرب با استان آذربایجان شرقی هم جوار است. استان اردبیل از نواحی سردسیر كوهستانی محسوب می شود و به طورکلی از نظر ویژگیهای حرارتی سرد بودن ویژگی مشترك تمامی گونه های اقلیمی استان است. حتی قسمت شمالی استان كه به جهت پست بودن منطقه دارای اقلیم معتدل است به طور متوسط 50 روز در سال شاهد یخبندان می باشد میزان نزولات جوی در استان اردبیل به طور متوسط بین 250 تا 600 میلی متر در سال نوسان دارد. معروفترین و بزرگترین رشته كوههای استان سبلان و طالش است. سبلان با ارتفاع 4811 متر در منتهی الیه شرقی رشته كوه قوشا داغ واقع شده و بلندترین نقطه استان به شمار می آید. این آتشفشان خاموش با مناظر بدیع و نعمات فراوان اطراف خود از زیباترین قلل جهان محسوب می شود. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری استان اردبیل با وسعتی معادل 17951.4 كیلومتر مربع به لحاظ وسعت حدود 09/1 درصد مساحت كل كشور رابه خود اختصاص داده است. این استان به مركزیت شهر اردبیل 9 شهرستان ، 19 شهر ، 21 بخش ، 63 دهستان و 2218 آبادی می باشد.


تاثیر ادوار قبل از اسلام در اردبیل
باید اظهار تاسف نمود كه از دوران قدیم اردبیل ، به خصوص از وضع قبل اسلام آن ماخذ كامل وكافی موجود نیست موسی خورن یكی از نویسندگان قدیم ارمنی است و نوشته های او نزد تاریخ نویسان اعتباردارد او فهرستی از استانهای ایران در عهد ساسانیان باقی گذاشته ، طبق این فهرست ایران درآن دوره به چهار ایالت بزرگ تقسیم می شد ون ظر به اهمیت و اعتبار هریك از آنها به استانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطا می گردید قسمت سوم این استانها ، در فهرست مذكور باختر ذكر شده و شامل آذربایجان و ارّان و ارمنستان و ولایات جنوبی و غربی دریای خزر بوده است. آذربایجان به قول خورن ، دو پایتخت یا دوكرسی داشت ، یكی اردبیل و دیگری گنزك یاشیز قرون اسلامی ،كه امروزه به نام تخت سلیمان خوانده می شود. در تشكیلات دوران انوشیروان ، آذربایجان مركز شمال بود و شمال را در آن عهد كوستی آپاختا یعنی به سوی شمال می نامیدند و حاكم نشین آن آرتاوید یا اردبیل بوده است طبق صریح نوشته او ، اردبیل كرسی شمالی آذربایجان بوده است ، بدین اعتبار می توان گفت كه مقر استاندار زرین تخت عهد ساسانیان ، این شهر بوده و از عظمت و موقعیت سیاسی و اداری خاصی بهره مند می گشته است. از جمله مطالبی كه در باب اردبیل قابل تامل و رسیدگی است مسئله ظهور زردشت و ارتباط آن با این شهر می باشد. مورخین اتفاق نظر دارند كه از زمان مادها ، دشت مغان و اطراف آن یعنی حوالی اردبیل ، متعلق به پیشوایان درجه اول مذهبی و محل استقرار آنها بود و تعلیمات عالیه دینی وتربیت مبلغین مذهبی درآنجا صورت می گرفت. چون بزعم بعضی از تاریخ نویسان زردشت نیز از روحانیون عهد خود به شمار می آمد. به خاطر چنین می گذرد كه اگر در جای دیگری نیز متولد بوده طعبا در این منطقه تعلیم یافته و افكار دینی یا الهامات غیبی خود را در آنجا به دست آورده است و با این تربیب دعوتهای اولیه او نیز در این حوالی صورت گرفته و حدود اردبیل و دامنه های سبلان نخستین محل انتشار آن كیش باستانی بوده است وجه تسمیه مغان به عقیده جمعی از محققین به آن جهت است كه سالی یك بار پیشوایان آئین زردشت درآنجا گرد می آمدند و درباره مسائل دینی سمینارهائی ترتیب می دادند چون سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امكنه هر مذهب تشكیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زردشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد كه اردبیل و سبلان از نقاط بسیار مقدس دین باستانی ایران به شمار می آمده و احیاناً محل بعثت و دعوت اولیه پیشوای آن بوده است.

تاثیر ادوار بعد از اسلام در اردبیل
اردبیل دردوره اعراب
بزرگترین واقعه تاریخی اردبیل ، بعد از شكست ایرانیان در جنگ با اعراب ، حمله مسلمین به آذربایجان است به طوریكه تاریخ نویسان آورده اند. در این دوره اردبیل مركز آذربایجان و مقر مرزبان این ایالت بود و از میانه تا باجروان در كنار رود ارس و شهر شیز نزدیك مراغه جزو این ایالت محسوب می شد. از این زمان صفحه دیگری در وقایع اردبیل باز شد و آن سكونت اعراب در این شهر بود. اینان به نام اسلام بدین نواحی هجوم آوردند و چون جنگها پایان یافت به فكر نشیمن و مالكیت افتادند و به قول واقد اردبیلی ،كه بلادزی نقل می كند ، اعراب شام وكوفه و بصره پس از سقوط آذربایجان ،كسان و خویشاوندان خود را نیز بدانجا آوردند و در اردبیل و دیگر نواحی سكونت دادند. حمله اعراب به ایران از دو نظر قابل بررسی است یكی از جهت دین و اثرات آن و دیگری ازحیث سیاست و حكومت پس از پایان جنگها وآغاز دوره مدنیت اسلامی ، مردم آنرا با جان و دل پذیرفتند و به نسبت درجه فهم و شعور و تمدن پیشین خود ، در عمل به اصول آن اقدام كردند.

اردبیل در دوره سالاریان
بعد از دوره اعراب دوره سالاریان آغاز می گردد با ظهور سالاریان ، اردبیل بار دیگر در مركز تحولات جدید قرار گرفت و عزت و ذلتهای متناوبی برآن روی آورد. ازجمله اتفاقات در این دوره می توان به هجوم و قتل و غارت گرجیها در اردبیل را ذكر كرد حمله گرجیان از حوادث ناگوار این عهد می باشد. گرجیان در این دوران ،كه مدت آن دركتابها متجاوز از یك قرن نوشته شده ، بلای بزرگی برای مسلمانان آذربایجان به ویژه اردبیل بودند و از قتل و آزار آنان خودداری ننمودند. شهرها و دیه ها را ویران كردند مردم بیگناه بسیاری راكشتند حتی در اردبیل به انتقام سوخته شدگان نخجوان جمعی در در آتش انداخته سوزانیدند.گرجیان خرابی بسیار در این شهر كردند حتی درب مسجد جمعه اردبیل را ،كه بسیار زیبا وگرانبها بود و صنعت زیادی در ساختن آن بكار رفته بود ، از جاكندند و بر گردونه گذاشته و به تفلیس بردند هم چنین در دوره سالاریان حمله مغول به اردبیل نیز خرابیهایی را به وجود آورد. چنگیز در سال 616 هجری به ایران حمله كرد و چون سلطان محمد خوارزمشاه شكست خورد و فراری شد ولایات ایران یكی پس از دیگری در مقابل این سیل خروشان تاب مقاومت نیاورده و سقوط نمودند. بین سالهای 617 و 618 هجری لشگریان مغول به آذربایجان رسیدند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دادند و بتدریج بسمت اردبیل سرازیر گشتند اردبیل در این زمان برج و باروی محكمی داشت از اینرو تسلط چنگیز خان به این شهر به آسانی صورت نگرفت ولی بار سوم كه مدافعان ضعیفتر گردیده و مهاجمین نیز با نیروی زیادی حمله ور شده بودند شهر بدست آنها افتاد و با خاك یكسان گردید و از سكنه بیشمار آن جز آنهائی كه قبلا فرار كرده بودند كسی زنده نماند.
اردبیل در دوره صفویه
شیخ صفی در عهد تسلط مغول بر آذربایجان ، یعنی در سال 650 هجری در كلخوران ،كه قریه ای است در سه كیلومتری شمال غربی اردبیل ، دیده به جهان گشود حیات او با دوران زندگی دانشمندان بزرگی نظیر مولانا جلال الدین رومی صاحب كتاب مثنوی ، شیخ سعدی شاعر نامدار پارسی ، امیر عبدالله شیرازی ، شیخ نجیب الدین بزغوش ، علا الدوله سمنانی ، شیخ محمود شبستری ، و شیخ محمد كچه چی كه از عرفا و بزرگان آن عهد بودند معاصر بود شیخ صفی الدین بعد از مرگ استادش شیخ زاهد گیلانی اردبیل را محل اقامت خود قرار داد و با عزت و احترام در این شهر زندگی نمود و بنا به نوشته ریاض العارفین \"زیاده از صد هزار كس تربیت نمود\" در آخر عمر خود به سفر حج رفت و در آنجا وثیقه ای به قلم آورد و فرزند خود صدرالدین موسی را بعد از خود صاحب خرقه و سجاده ساخت و اول محرم سال 735 هجری به اردبیل بازگشت ولی حیات او بعد از مراجعت طولی نكشید و ظهر روز دوشنبه 12 محرم بداعی حق لبیك گفت شیخ صدرالدین موسی بعد از پدر صاحب خرقه شد اوكه 59 سال بر مسند ارشاد نشست مردی عالم و مفسر بود و طبع شعر داشت. او بود كه درهای مسجد جمعه اردبیل را از گرجیان پس گرفت در مراتب كمالات معنوی او می نویسند كه از اوان كودكی قدرت معنوی بسیار داشت و صاحب كشف وكرامت بود بنای اصلی بقعه شیخ صفی الدین از آثار اوست كه خود ایشان نیز در كنار قبر پدرش شیخ صفی الدین مدفون گردید بعد از صدرالدین فرزندش خواجه علی معروف به سیاه پوش صاحب سجاده گردید و ارشاد مریدان به او محول شد خواجه علی مردی دانشمند و با فضیلتی بود و واقعه ملاقات امیر تیمور گوركان را در اردبیل با او می توان به تعبیری ، سنگ اول بنای سلطنت صفویان دانست زیرا در این ملاقات بود كه شیخ وسیله آزادی سران هفت طایفه بزرگ گردید طوایفی كه بعدها به نام قزلباش در ایران صاحب قدرت گشتند و در تاسیس سلسله صفویه مؤثر شدند. بعد از خواجه علی فرزندش ابراهیم معروف به شیخ شاه جانشین وی شد اوكه در سفر حج همراه پدر بود در بیت المقدس به تجهیز جنازه پدر مباشرت كرد و چون به اردبیل بازگشت به ارشاد مریدان پرداخت و 21 سال بدین كار توفیق یافت و در سال851 هجری ، هنگام ارتحال بسرای باقی ، سجاده ارشاد را به فرزندش شیخ جنید واگذاشت بعد از او فرزندش شیخ حیدر فرزند او به جای پدر بر مسند ارشاد نشست و به تقویت صوری و معنوی مریدان پرداخت پس از قتل شیخ حیدر سه فرزند صغیر او به امر یعقوب دستگیر و به فارس تبعیدشدند و درقلعه استخر محبوس گشتند اسماعیل كوچكترین فرزند شیخ حیدر بود و روز سه شنبه 25 رجب 892 هجری ، یك سال قبل از قتل پدر تولد یافته بود اوتا شش سالگی در قلعه استخر بود و درآنجا از ملاطفتهائی كه منصور بیگ پرناك فرومانروای قلعه نسبت به این سه كودك می نمود بی بهره نبود زیرا او از طرفداران حضرت علی و از ارادتمندان شیخ صفی الدین بود و از این رو مخفیانه از سه محبوس صغیر حمایت می كرد اقامت اسماعیل در گیلان و لاهیجان قریب شش سال و نیم طول كشید و در این مدت قرآن و علوم مختلف را به وسیله استاتید بزرگی مثل مولانا شمس الدین لاهیجی و نجم گیلانی آموخت و در 13 سالگی كم كم به فكر قیام و رهبری مریدان افتاد اسماعیل به سال 905 هجری با هفت تن از مریدان و صوفیان به راه افتاد او هرچه به اردبیل نزدیكتر می شد برعده مریدان و همراهانش افزوده می گشت چنانكه در طارم عده آنها به 1500 نفر رسید و چون عزم جنگ با فرخ یسار شروانشاه نمود هفت هزار تن از طوایف قزلباش بدو پیوستند اسماعیل پس از ورود به اردبیل مصلحت آن دید كه جهاد پدر و جدش را در قفقاز تكمیل نماید و لذا با سپاهی مركب از مریدان خود به شیروان لشگر كشید و با شجاعت و از جان گذشتگی خود و یارانش بر دشمنان فائق آمد و با تصرف خزائن و دفائن شروانشاه عازم تبریز گردید و آنجا را از الوند میرزا بایندر گرفت و پایتخت خود گردانید. اوتشیع را مذهب رسمی ایران كرد و پس از تاجگذاری دستور داد كه به نام اوسكه زر زدند و در آن خود را بنده شاه ولایت خواند شاه اسماعیل در سال 930 هجری در نزدیكها ی سراب بیمار گردید و در آن منطقه بدرود زندگی گفت. جنازه اش را به اردبیل منتقل كردند و در كنار قبر شیخ صفی الدین به خاك سپردند و بزرگترین پسر وی طهماسب میرزا بود كه بعد از پدر در یازده سالگی در تبریز به سلطنت نشست و در سال 962 هجری قزوین را به پایتختی برگزید. اسماعیل دوم جانشین شاه طهماسب دو سال سلطنت كرد و بعداز او سلطان محمد معروف بخدا بنده به پادشاهی رسید و12 سال در این مقام حكومت نمود پایه سلطنت این پادشاه بر دوش فرزند بزرگش حمزه میرزا بود ولی او در سال 994 هجری هنگامی كه درصدد مراجعت از گنجه به قزوین بود به وسیله توطئه خائنانه جمعی از بزرگان قزلباش به قتل رسید فرزند دیگر سلطان محمد كه عباس میرزا نام داشت و در خراسان حكومت می كرد به دستیاری دوتن از بزرگان قزلباش بر پدر قیام كرد و سلطنت را به نام شاه عباس اول به دست گرفت او در سال 996 هجری به سلطنت نشست و42 سال پادشاهی كرد این پادشاه كه از سلاطین مقتدر ایران است اعتقاد خاصی به جد خود داشت و هنگام زیارت از قبر جدش از نیم فرسخی چكمه و پا پوش از پا در می آورد.

اردبیل درعهد نادر شاه افشار
مهمترین واقعه ای كه در اواخر سلطنت صفویان درباره اردبیل قابل ذكر است سازش روسها و عثمانیها برای تقسیم شمال و مغرب ایران و از جمله این شهر تاریخی می باشد كه با ظهور نادر آن نقشه به هم خورد و دست روس و عثمانی از این سرزمین كوتاه گردید. اما نادر درسال 1143 با یك صد هزار سپاه به قصد راندن عثمانیها به آذربایجان آمد و در 27 محرم آنسال تبریز و چندی بعد اردبیل را از تركها پس گرفت آزادی اردبیل مدت زیادی طول نكشید زیرا در شرق ایران گرفتاریهائی پیش آمد ونادر ناگزیر بدانجا رفت و فرصت جدیدی برای تجاوز عثمانیها پیدا شد این بار شاه طهماسب خود با آنها جنگید ولی شكست خورد و عهدنامه ننگینی با آنها امضا كرد ، لیكن نادر آنرا پذیرفت و با عزل شاه طهماسب پسر كوچك او را به سلطنت برداشت وخود نایب السلطنه شد و با عثمانیها جنگهای سختی كرد وی كه در محرم 1146 به قصد این محاربه از اصفهان حركت كرده بود از همدان و سنندج و شاهین دژ و مراغه و تبریز گذشته به اردبیل رسید و قسمتی از سپاهیان خود را در این شهر گذاشت و خود از رود ارس گذشته و به داغستان حمله برد و پس از پیروزی چشمگیری كه به دست آورد عهدنامه ای با عثمانیها در تفلیس منعقد ساخت كه به موجب آن قفقاز وآذربایجان به ایران مسترد گردید در مراجعت از این سفر بود كه نادر به همه ولایات نامه نوشت و سران و بزرگان لشكری وكشوری را به دشت مغان فراخواند و چون همه گرد آمدند خطاب به آنها چنین گفت تاكنون من آنچه لازمه كوشش وجانفشانی بود به جای آوردم و دشمنان ایران مانند افغان و روس و عثمانی را از ایران بیرون كردم به خراسان بازگشته آسایش نمایم همه گفتند هیچ كس برازنده تر از تو برای تخت ایران نیست او یك ماه فرصت دادكه كسی را برای سلطنت تعیین نمایند ولی سرانجام دو ساعت و بیست دقیقه بعداز ظهر روز پنج شنبه 24 شوال 1148 هجری خودش به نام نادر شاه بر تخت مرصعی نشست و سپاهیان و حاضرین با فریادهای شورانگیز او را شاد باش گفتند سرداران و بزرگان ایران متفقاً او را به سلطنت قبول نموده و در شهر اردبیل تشریفات تاجگذاری به عمل آمد.

نقاشی و خطاطی
اردبیلیان بر مبنای معتقدات مذهبی از نقاشی استقبال زیادی نمی کردند بویژه اگر این هنر در مورد موجودات زنده می بود زیرا به آنها گفته شده بود که اگر شکل جانداری را بکشند در روز قیامت باید به او جان دهند این بود که این هنر در این ولایت امکان رشد و پیشرفت نداشت و آنهایی هم که سرانجام ذوق خود را بر این خرافه برتری می دادند هنر خود را در امور مذهبی بکارمی بردند و فی المثل به نقاشی صحنه های خیالی از واقعه کربلا در عاشورای سال 61 هجری می پرداختند و تصاویری به نام شمایل می آفریدند و آنها را در مساجد و حسینیه ها قرار می دادند.
برخی از نقاشان دیگر هنر خود را در پاره ای از بناها مثل سقف گنبدی جامه کنهای حمام ها نشان می دادند و تابلوهایی از عشاق تاریخی مانند\"لیلی و مجنون\" ، \"اصلی و کرم\" و نظایر آنها رسم می نمودند یا مناظری از درخت و آب و مرغان زیبا نقاشی می کردند این کارها بیشتر \"من عندی\" و بدون تعلیم استاد و هنرآموز صورت می گرفت و ذوق نقاش او را به آفریدن چنان صحنه ها وامی داشت زیباترین نقاشیها برروی عصا و چپق و قلیان دیده می شد و هنرمندان ماهر تصاویر ظریف و زیبایی بر روی آنها نقش می کردند و در هشتاد سال پیش مرحوم \"میرغفور فاضلی\" به استادی در این کار معروف بوده است. برای نقاشی علاوه بر باورهای ناصواب وسایل لازم نیز موجود نبود و کسی در صدد ساختن بوم قلم و رنگهای مختلف برنمی آمد و لذا بطور کلی در اردبیل از حیث این هنر و بالمال مجسمه سازی چیزی دیده نمی شد فقط در ایام نوروز در قریه \"داشکسن\" یا \"ججین\" اسباب بازیهایی بنام \"توتک\" بصورت جانداران مختلف ساخته می شد و بعضی از آنها واقعا ارزش هنری زیادی داشت. برخلاف هنرهای مذکور خط ویسی در حد اعلای توجه بود و اساتید بزرگ و نامداری که غالبا مکتبدار بودند به تعلیم آن می پرداختند و چون برای ارضای ذوق هنری این راه بازتر از هنرهای دیگر بود از اینرو علاقه مندان زیادی نیز در این رشته پیدا می شدند. خطاطی اصول و قواعدی داشت معلم هر روز نمونه ای از طرز نوشتن را که به سرمشق معروف بود بشاگردان می داد و روز دیگر که به نوشته های آنها نگاه می کرد نکات ضعف مشقها را به آنان گوشزد می نمود. خط با دو قلم ریز و درشت نوشته می شد و هریک از آنها انواع و اشکالی داشت که ذکر آنها خارج از گفتار ماست هر چه خط نوشتن مورد توجه بود خط نگهداشتن و به عبارت بهتر جمع آوری و نگهداری نوشته های زیبا معمول نبود و این امر موجب گشته است که امروزه نوشته هایی از اساتید خط اردبیل ولو برای نمونه باقی نباشد.

مشاهیر و دانشمندان اردبیل
باید اظهار تاسف شود كه از نام و شرح حال علمای قبل از اسلام اردبیل و نیز بیشتر دانشمندانی كه درطول قرنهای متمادی بعد از ظهور اسلام از این منطقه برخاسته اند اطلاعی در دست نیست. ولی این بدان معنا نیست كه در این خطه باستانی ،كه قرنهای مركز سیاسی و اداری و علمی آذربایجان بوده است ، عالم ودانشمندی نبوده ولی با توجه به اینكه مغان مركز تربیت علماء و روحانیون دین قدیم ایران بود و زردشت نیز یكی از روحانیون به شمار می آید این مطلب ، یعنی مرکزیت دینی قدیم درجوار اردبیل ، می تواند موجد این فكر باشد كه درآن ایام كسانی از سكنه این ولایت نیز در ملك روحانیون مذكور ، اعم از مخالف زردشت یا طرفدار آئین وی بوده باكسب دانش معمول روز ، به نشر واشاعه آن می پرداخته اند. اما گذشت روزگار چنانكه از دیگران ، نام ونشانی باقی نگذاشته ، یادی از دانشمندان اردبیل نیز درتاریخ نگذاشته است و در نتیجه بی توجهی های گذشتگان یا حوادث ایام ، نه تنها تاریخ اردبیل بلكه تاریخ بیشتر نقاط ایران را از این رهگذر با تاریكیهائی مواجه ساخته است.
امضای admin


[sub]فروش پایان یک معامله نیست بلکه آغاز یک تعهد است
خرید و فروش املاک , زمین , خانه , آپارتمان , ویلا ساحلی , زمین ساحلی جنگلی شهری روستایی , املاک هکتاری و ... در گیلان شمال ایران
www.gilan-estate.ir
www.shomal-estate.ir[/sub]
جمعه 15 اسفند 1393 - 16:58
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

طراحی و سئو سایت با وب طراح | طراحی قالب